ابو الفضل مير محمدى زرندى

40

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

1 - « . . . وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ » « 1 » : اين قرآن به من وحى شده تا با آن شما و هر كس را كه خبر آن ، به او رسد بترسانم . 2 - « ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » « 2 » : اى رسول ، ما قرآن را براى آن بر تو نازل نكرديم كه خويشتن را به رنج افكنى . 3 - « وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ » « 3 » . و تو ( اى رسول ) ، اين قرآن را از جانب خداى داناى حكيم دريافت مىكنى . 4 - « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا » « 4 » : محققا ما اين قرآن را بر تو فرو فرستاديم ، فرستادنى . 5 - « وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ . . . » « 5 » و ما اين قرآن را جزء جزء فرستاديم تا به مردم به تدريج قرائت كنى . ب - گروهى از آيات قرآنى صريحند در اينكه كتاب - كه همان قرآن كريم باشد - از ناحيه خدا است و در واقع كتاب از آن او است نه از غير او ؛ و بديهى است وقتى كتابى را به كسى نسبت مىدهند كه علاوه بر اينكه معانى از او است ، الفاظ آن نيز از او باشد مثلا وقتى گفته مىشود كتاب رسائل از شيخ انصارى است ، كه الفاظ كتاب هم از او باشد و هر گاه الفاظ عربى آن را به فارسى ترجمه كنند و يا شاگرد او مطالب را از شيخ خود گرفته و با قلم خود نوشته و به صورت كتابى درآورده باشد ، در اين صورت نبايد اسم كتاب را رسائل گفت بلكه اسم ديگرى دارد كه به مترجم نسبت داده مىشود . و يا اينكه در صورت دوم ، كتاب را به نام شاگرد مىدانند كه تقريرات استادش را جمع آورى كرده است . بعضى از اين قبيل آيات را كه عدد آن از 40 آيه تجاوز مىكند براى مثال ذكر مىكنيم : 1 - « وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ . . . » « 6 » : و زمانى كه كتابى از نزد خدا براى آنان آمد با اينكه كتاب آنان را تصديق مىكرد . . . 2 - « . . . وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ » « 7 » : . . . و خدا به تو اين كتاب و حكمت را عطا كرد و آنچه را نمىدانستى به تو آموخت .

--> ( 1 ) سورهء انعام ، آيهء 19 . ( 2 ) سورهء طه ، آيه 2 . ( 3 ) سورهء نمل ، آيه 6 . ( 4 ) سورهء انسان ، آيه 23 . ( 5 ) سورهء اسراء ، آيه 106 . ( 6 ) سورهء بقره ، آيه 89 . ( 7 ) سورهء نساء ، آيه 114 .